درسنامه آموزشی تفکر و سواد رسانهای کلاس دهم
درس 4: تصاویر بی طرف نیستند!
پس از انجام دادن فعّالیتهای درس سوم، متوجّه شدهاید که «پیامهای رسانهای، ساخته میشوند اکنون با برخی از فنونی که در تولید پیامها به ویژه پیامهای رسانهای به کار برده میشوند، آشنا میشوید و یکی از پنج سؤال کلیدی سواد رسانهای یعنی «از چه فنونی برای جلب توجّه مخاطب استفاده شده است؟» را تمرین خواهید کرد.
فعالیت گروهی (صفحه 32 کتاب درسی)
در زمان جنگ امریکا علیه عراق، تصویر بالا در رسانهها بهطور گسترده منتشر شد. در کلاس به دو گروه تقسیم شوید، یک گروه تصویر سمت راست و یک گروه تصویر سمت چپ را بررسی کند و به پرسشهای زیر پاسخ دهد:
- تصویر در نگاه اوّل، چه پیامی را به بیننده انتقال میدهد؟
- چه احساساتی را در وی برمیانگیزاند؟
- چه تصویری از سربازان عراقی و امریکایی ارائه میکند؟
- در نهایت، بیننده دیدگاهش نسبت به نقش امریکا در جنگ عراق، مثبت خواهد بود یا منفی؟
- سپس پاسخهای دو گروه را با یکدیگر و با تصویر وسط مقایسه کنید.
بازنمایی
این تصویر به دنبال آن بود که نشان دهد چگونه رسانهها میتوانند با ارائۀ پیامهای دستکاری شده یا انتخاب بخشی از واقعیت، بر دیدگاه و قضاوت مخاطبان خود تأثیرات جدی بگذارند. توجّه به این نکته حائز اهمّیت است که دو تصویر سمت چپ و راست، دو بخش از یک تصویر واقعی است که با گزینش ماهرانه، دو تأثیر کاملاً متفاوت، مطابق نظر و اهداف صاحبان رسانه بر ذهن بیننده میگذارد. این مطالب به بخش مهمی از عملکرد رسانهها، یعنی «بازنمایی» مربوط است.
بازنمایی یعنی نشان دادن واقعیت به شکلی خاص. معنای بازنمایی این نیست که ضرورتاً هر پیام رسانهای، ضد واقعیت یا کاریکاتوری از آن باشد؛ بلکه این است که رسانه با استفاده از بازنمایی میکوشد تفسیر و تحلیل خود را از واقعیت موردنظر بهطور آشکار و پنهان به ذهن مخاطبان خود ارسال کند طوری که او احساس تفاوتی بین این دو نکند. راز و شاخص خلّقیت و هنرمندی هر رسانه و یا فرستندۀ پیام در همین نهفته است که اثرگذاری بیشتری بر مخاطب داشته باشد. بازنمایی توسط رسانه میتواند تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد.
بازنمایی فقط در رسانههای رسمی رخ نمیدهد. بلکه کاربران رسانههای اجتماعی نیز در ارائه تصویر خود به دیگران بازنمایی میکنند. برای مثال بلاگرها یا اینفلوئنسرهای مجازی از غمها، مشکلات و شکستهای خودشان چیزی به اشتراک نمیگذارند. بلکه با استفاده از فیلترها و جلوههای تصویری و افکتها تنها برشهایی شاد و رنگارنگ از زندگیشان منتشر میکنند تا دنبال کنندههای بیشتری جذب کنند و علاقه و حسرت آنها را بیانگیزند. از این شیوه بازنمایی زندگی شخصی در رسانههای اجتماعی به عنوان زندگی برشی یاد میشود. آیا شما هم در میان دوستان و اطرافیان خود نمونههایی از این زندگی برشی یافتهاید؟
گفتوگوی کلاسی (صفحه 33 کتاب درسی)
فیلم «رؤیای روزانه» را ببینید. در دنیای امروز، هر کس با سادهترین ابزار در کسوت تولیدکننده و گاه بدون رعایت قوانین میتواند پیام و محتوا تولید کند. نمونههایی از اینگونه بازنماییها را که در زندگی خود دیدهاید برای هم کلاسیهایتان بیان کنید.
بررسی چند بازنمایی
در این قسمت با چند مثال دیگر از بازنمایی بیشتر آشنا میشوید. تأمل مناسب در مورد هر مثال و دقّت در پاسخ به سؤالات، توانایی شما را در تشخیص بازنماییها افزایش خواهد داد و این، یعنی افزایش سواد رسانهای شما.
راهپیمایی اربعین:
هم زمان با برگزاری پیادهروی بزرگ اربعین، مراسمی که بزرگترین اجتماع انسانی جهان نامگذاری شده است؛ در ابتدا بسیاری از رسانههای خارجی از بازتاب دادن این رویداد بزرگ خودداری کردند، اما پس از گذشت چند سال به دلیل ابعاد عظیم این حماسه معنوی، به ناچار از سانسور آن دست برداشته اما سعی میکنند با بازنمایی (پررنگ نمودن برخی مسائل حاشیهای)، این مراسم باشکوه را زیر سؤال ببرند. در واقع آنها راهبرد (استراتژی) خود را تغییر ندادهاند، بلکه با تغییر روش همچنان سعی در کوچکسازی و کم ارزش نشان دادن بزرگترین تجمع مذهبی جهان را دارند.

فرشته صلح!
ایالات متحده سالها برای تصویر خود در جهان سرمایهگذاریهایی هنگفت کرده است. این کشور با استفاده از سینما، تلویزیون، شبکههای خبری و ... تلاش میکند تصویری صلح دوست از خود به نمایش بگذارد. این تصویر آنقدر مهم است که حتی رؤسای جمهوری آن بارها خود را منجی جهان و نگهبان صلح نامیدهاند؛ اما این بازنمایی با واقعیت، فرسنگها فاصله دارد. آمریکا تنها کشوری در جهان است که از سلاح اتمی علیه کشوری دیگر استفاده کرده است. تعداد افرادی که این کشور در سالهای پس از جنگ جهانی کشته و آواره کرده است، به میلیونها نفر میرسد. به همه اینها، حمله به مدرسۀ شجرۀ طیبۀ میناب، جنایت لامرد و حمله به جشن عروسی در سیریک را هم اضافه کنید. به نظر شما هدف آمریکا از ساخت تصویری مثبت از خود در رسانهها چیست؟


بسیاری از کشورها برای معرفی تصویر مطلوبی از خود در سطح جهانی سیاستهایی طراحی می کنند. این سیاستها بیشتر در قالب پروژهها و برنامههای رسانهای خود را نشان میدهند که به آن «تصویرسازی ملی» میگویند.
ایران سرزمینی با تمدنی چند هزار ساله، میراث تاریخی ارزشمند و طبیعتی چهارفصل است که چهرههای علمی بزرگی مانند ابنسینا، خوارزمی و ابوریحان بیرونی را در خود پرورش داده است. از سازههای آبی شوشتر، شهر زیرزمینی نوشآباد و قنات گناباد گرفته تا دیگر آثار تاریخی و معماری شگفتانگیز مانند تخت جمشید، نمونههای فراوانی از خلاقیت و توانایی ایرانیان در این سرزمین است. اما ظرفیتهای ایران فقط به گذشته محدود نمیشود:
در این میان، پرسشهای مهمی مطرح میشود. آیا ما توانستهایم تصویرسازی مناسبی از ایران به دیگران ارائه دهیم؟ چرا با وجود چنین ظرفیتهایی، برخی از این دستاوردها حتی برای خود ما نیز چندان شناختهشده نیستند؟

این موضوع ما را با یک نکته مهم درباره رسانه آشنا میکند: آنچه درباره یک کشور میدانیم، فقط به واقعیتهای موجود بستگی ندارد؛ بلکه به این امر نیز بستگی دارد که این واقعیتها چگونه روایت و بازنمایی میشوند.

مالزی یکی از موفقترین نمونههای مدیریت تصویر را انجام داده است. در دهه 90 میلادی بسیاری از مردم شناخت کمی از کشور مالزی داشتند. دولت این کشور تصمیم گرفت برای جذب گردشگر، تصویری جذاب از کشورش بسازد. به همین دلیل یک کارزار ملی راهاندازی کرد. ایده اصلی این بود: «اگر میخواهید زیباییهای مختلف آسیا را یکجا ببینید، به مالزی بیایید.» در عکسها، فیلمها و تبلیغات تولید شده، این موارد به طور مکرر نمایش داده میشد: تنوع قومی و مذهبی، غذاهای متنوع، طبیعت استوایی و سرسبز؛ امنیت و آرامش، بر جهای سر به فلک کشیده و .... این پروژه سالها هویت گردشگری موفقی را برای این کشور شکل داد.
باید توجه داشت که ایجاد تصویر ملی باید از فرهنگ پربار و تاریخ افتخارآمیز هر کشور نشئت گرفته باشد. همچنین، همه افراد جامعه بایستی تعهدی اخلاقی برای معرفی آن داشته باشند. در نتیجه، تصویرسازی ملی، فعالیتی با دقتها و حساسیتهای ویژه است که اگر براساس آنها عمل نشود، میتواند به ضد خود بدل شود. برخی کشورها برای تقویت تصویر جهانی خود از ابزارهایی مانند جذب ورزشکاران مشهور استفاده میکنند. به نظر شما این روشها تا چه اندازه میتواند تصویری پایدار و واقعی از یک کشور ایجاد کند؟
اگر چه رسانههای مختلف ممکن است رویدادهای یک کشور را از زاویههای متفاوت بازنمایی کنند ولی در سالهای اخیر برخی رسانهها تلاش کردهاند که تصویری مخدوش از ایران ارائه کنند. این تصویرسازی منفی از ایران موجب شده است تا برخی پیشرفتها در ایران نادیده گرفته شود. بهعنوان مثال پس از حمله آمریکا و رژیم اسرائیل به صنایع فولاد ایران، برخی از افراد متوجه شدند که بزرگترین مجتمع تولید فولاد در خاورمیانه در ایران قرار دارد. در سواد رسانهای مهم است که مخاطبان با مقایسه منابع مختلف، تصویری تا حدامکان جامع و کامل از یک پدیده را مشاهده کنند.
فعالیت گروهی (صفحه 38 کتاب درسی)
- مجموعه مستند تلویزیونی «ایرانگرد» بر کدام بخش از «تصویر ایران» تمرکز دارد؟
- درباره ثبت جهانی آثار تاریخی ایران در سازمانهای جهانی تحقیق کنید و بگویید که با برنامه «تصویر ایران» چه نسبتی دارد؟
- ساخت «تصویر ایران» چه امکانها، فرصتها و موانعی در پیش روی خود دارد؟
- چه تلاشهایی در سطح بین المللی میشود تا تصویری نامناسب از ایران ارائه دهد؟
- بازنمایی شبکههای ماهوارهای فارسی زبان از ایران چگونه است و آیا با واقعیتهای موجود در کشور مطابق است؟
فعالیت در خانه (صفحه 38 کتاب درسی)
درباره ویژگیهای یک «تصویر ملی» مطلوب فکر کنید و نظرات خود در جلسه بعد ارائه کنید.












